خواجه نصير الدين الطوسي

85

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

است رسند تهذيب اخلاق است از براى آنكه در اوّل كه اجساد بشرى قابل نفوس جزوى ميشوند و نفوس جزوى در اجساد بشرى تصرّف ميكنند نفس بغايت ضعيف مىباشد و غلبه بدست قوّتهاى حسّى و خيالى و وهمى مىافتد ، چندان كه اجساد قوىتر مىشود حواسّ غالب‌تر ميگردد و سورت و غلبهء اين قوّتها زياده مىشود و نفس به اين سبب از فعل خاصّ خويش كه آن احاطت اوست بمعلومات و جولان او در فضاى معقولات محجوب‌تر ميماند ، و تا اخلاق مهذّب نشود و جوهر نفس از قواى طبيعى و شوائب بهيمى و وساوس عاداتى و نواميس امثله مجرّد نگردد نه صلاح دنيا حاصل آيد و نه نجات آخرت متوقّع باشد ، و چون كلّ اخلاق و معاملات در هر روزگارى پيوستگى بأمر محقّ وقت لذكره السّلام به نيك بوده است و بگسستگى از أمر او لذكره السّلام به بد ، اصل تهذيب اخلاق فرمان محقّ وقت بردن است و به او تسليم خالص بكردن است زيرا كه نتوان دانست كه هر محقّى در هر وقت مردم را بكدام اخلاق تربيت فرمايند و مصلحت ايشان در چه بينند ، و به اين سبب اگر بر اخلاق و عاداتى كه محقّى چون بر آن رخصت و اجازت داده باشد چنان‌ها ايستد كه چون محقّ ديگر بخلاف آن اشارتى كند و مصلحت بيند آن حكم بخودها بنگيرند و در اضطراب آيند و آن اضطراب سبب اعتراض گردد ، و آن اعتراض باستجابت نكنند نعوذ باللّه منه ، همچنانكه در عالم خلق ايشان را استقامت قامت حاصل آمده است و به اين استقامت از ديگر حيوانات ممتاز گشته مىبايد كه او را در عالم أمرى استقامت نفس بقبول دين حقّ حاصل آيد تا به آن استقامت از مردم كه بمردم ماند و بحقيقت نه مردم باشد [ 67 ] ممتاز گردد ، و آن استقامت فكرى حقّ است و قول